full screen background image
تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ - فردانما - نگاه خبرگان

تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰

4669 بار دیده شده

دورنمای امنیت بین‌المللی و ژئوپلتیکی به سرعت درحال تغییر است به گونه‌ای که فرضیه پیشرفت مستمر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اولین دوره ۲۵ساله بعد از جنگ سرد را به چالش کشیده است. تغییرات شدید، انشعاب و چنددستگی عمیقی در امنیت بین‌المللی ایجاد خواهد کرد. تصور کنید اگر این امکان را داشتیم که نگاهی به آینده بیندازیم تا بفهمیم این آینده چه چیزی به همراه خواهد داشت. در این مطلب سعی شده تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ را بررسی و به نمایش بگذاریم.

چگونه می‌توانیم بفهمیم که آینده چگونه خواهد بود؟

تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ - فردانما - نگاه خبرگان ۳

سناریوسازی بر خلاف دو روش «نظارت» و «بهترین شیوه ممکن» به جای پیش‌بینی ریسک‌ها به این نکته دقت می‌کند که چه چیزی عامل محرک و پیشران وقایع است. ارزیابی آنچه محتمل است یک دانش دقیق نیست اما برای آمادگی در برای چالش‌های بالقوه و شناسایی سیاست‌های مناسب برای بهبود پیامدهای آتی یک تمرین خوب محسوب می‌شود.

طی سال گذشته، مجمع جهانی اقتصاد با بیش از ۲۸۰ عضو از شبکه جهانی خود مشورت کرده و از آنها خواسته تا سه سناریوی مشخص و متمایز برای کمک به درک ما از دورنمای احتمالی امنیت آینده بسازند. با کار کردن با متخصصینی از ۶ منطقه در جهان و با داشتن نمایندگانی از تمامی بخش‌ها ما سه سناریو برای امنیت بین‌المللی ساختیم و معنای ضمنی هریک از این سناریوها برای تمامی بخش‌ها در جامعه را توصیف کردیم. در نظر گرفتن آینده احتمالی، به ما کمک می‌کند تا برخی اقدامات فعلی خود را که می‌توانند خط سیر ما را تغییر دهند شناسایی کنیم.

قبل از توصیف این سناریوها مهم است تأکید کنیم که احتمال دارد هیچیک از آنها دقیقاً مشابه آنچه توصیف شده‌اند رخ ندهند هرچند دورنمای امنیت بین‌المللی احتمالاً شامل عناصری از یک یا چند سناریو به صورت همزمان خواهند بود.

شهرهای محصور با دیوار

تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ - فردانما - نگاه خبرگان ۲

در این سناریو دولت‌ها در ارائه خدمات عمومی به شهروندان خود شکست خواهند خورد که این امر باعث می‌شود افراد بیشتری به تأمین‌کنندگان خصوصی خدمات رجوع کنند.

کالاهای عمومی مانند آب سالم و هوای تازه به کالاهای تجاری ارزشمند تبدیل خواهند شد. عقب‌نشینی دولت به عنوان تضمین‌کننده حداقل خدمات عمومی، جامعه را به شدت دوقطبی- طبقه ممتاز و طبقه فقیر با تحرک اجتماعی اندک- خواهد کرد.

در مقابل، با توجه به اینکه گروه‌های بزرگ از مردم مجبور به مهاجرت خواهند شد- به علت تغییرات آب و هوایی یا برای تأمین معاش- تحرک جمعیتی افزایش خواهد یافت. کمپ‌های آوارگان گسترده‌تر شده و با مشارکت بخش خصوصی به کمپ‌های دائمی تبدیل می‌شوند. هرچند جوانان این کمپ‌ها به طور فزاینده‌ای جذب گروه‌های تبهکاری و گروه‌های مجازی مخالف نظام خواهند شد.

دسته اندکی از مالیات‌دهندگان تقاضای محافظت می‌کنند و قوانین استبدادی بیشتر را با توجه به افزایش هزینه‌های نظم عمومی می‌پذیرند. دیوار مرتفع‌تر می‌شوند. این موضوع در مناطقی که به عنوان نقاط کلیدی اقتصادی و اجتماعی شناسایی می‌شوند همانند شهرهای اصلی مصداق دارد.

خارج از شهرهای اصلی گروه‌های تبهکار شهرها را تصرف کرده و به حکمرانی می‌پردازند. در ایالت‌های واقعی تهدیدهای محلی آنقدر زیاد و قوی می‌شوند که این ایالت‌ها دیگر ظرفیتی برای مشارکت در اقدامات تأمین امنیت جمعی با سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای ندارند؛ و این سازمان‌ها به آرامی از میان خواهند رفت.

مسئولیت حکمرانی و تأمین خدمات از دولت‌های ملی به ایالت‌ها و دولت‌های محلی منتقل می‌شود و این دولت‌ها با هم ارتباط برقرار کرده و آنچنان رشد می‌کنند که مجمع‌الجزایری از دولت‌های محلی امن در دریایی از بی‌نظمی به وجود خواهد آمد.

مناطق قوی

تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ - فردانما - نگاه خبرگان ۴

در سناریوی دوم سهم بیشتری از ثروت در جنوب و شرق تجمیع می‌شود که قدرت را به هژمونی‌های منطقه‌ای منتقل کرده و قلمرو تأثیر آن را مستحکم‌تر می‌کند و این امر به چالشی برای دولت‌های مستقل تبدیل می‌شود.

احترام متقابل برای منافع قدرت‌های منطقه‌ای جدید تنش‌هایی را که در دهه‌های اول قرن ۲۱ در مناطق پرتنش و مورد اختلافی همچون اروپای شرقی و خاورمیانه به وجود آمده بود، کاهش می‌دهد.

دولت‌ها به طرز روزن‌افزونی از سیستم‌‌های نظارتی و سیستم‌های رسانه‌ای های‌تک برای کنترل شهروندان خود از طریق بازگویی داستان‌های تاریخی خودساخته و اغراق شده در خصوص تهدیدهای خارجی با تأکید بر تفاوت‌های مذهبی و قومی استفاده می‌کنند.

مؤسسات جدید منطقه‌ای به وجود خواهند آمد که تجارت جهانی و اشتراکات جهانی را متلاشی و خرد خواهند کرد (برای مثال توسعه اینترنت‌های منطقه‌ای). وقتی اینگونه مؤسسات بر روابط بین‌المللی فائق می‌شوند، سازمان ملل متحد و مؤسسات سیستم برتون وودز به آرامی محو خواهند شد.

به موازات این مسائل، تلاش‌ها برای کنترل گرم شدن کره زمین رها می‌شود زیرا اقداماتی یکجانبه برای پذیرش تغییرات انجام می‌شود. زیان‌های فراوانی برای عقبگرد در زمینه جهانی‌سازی حاصل خواهد شد اما نخبگان اقتدارگرا مردم را متقاعد خواهند کرد که این یک هزینه قابل قبول برای داشتن ثبات است.

با توجه به محدود بودن تجارت بین‌منطقه‌ای شرکت‌ها استقلال خود را از دست می‌دهند و به طرز فزاینده‌ای تحت کنترل غیررسمی نهادهای دولتی منطقه‌ای در خواهند آمد.

جنگ و صلح

تصویری از جهان در سال ۲۰۳۰ - فردانما - نگاه خبرگان ۵

در سناریوی سوم قدرت‌های جهانی موجود، پیامدهای آتی تغییر قدرت و آثار تغییرات تکنولوژیک را انکار می‌کنند.

تجارت جهانی سقوط می‌کند و اقتصادهای برتر دچار رکود می‌شوند. کشورهای قدیمی کلیدی در جهان اقدامات جمعی همانند حفظ صلح، قانونگذاری، حفاظت از اشتراکات جهانی و سیاستگذاری برای حفظ محیط‌زیست را رها کرده و به درون کشور خود متمرکز می‌شوند.

احساس روزافزون بی‌قانونی، قدرت‌ها نوظهور را ترغیب می‌کند تا وضع موجود را تست کنند و این کار را گاهی با تشویق آشکار و یا ضمنی قدرت‌های بزرگ هم‌پیمان خود انجام می‌دهند.

نهایتاً با ناتوانی در حل مشکلِ تفاوت نگاه قدرت‌ها به چشم‌انداز نظم جهانی و منافع ژئوپلتیکی، یک جنگ نیابتی دو قدرت بزرگ را درگیر کشمکش خواهد کرد. تابوی جنگ هسته‌ای محترم شمرده خواهد شد اما با وجود جذب تعداد بیشتری هم‌پیمان، هر دو طرف مخاصمه در به دست آوردن برتری ناتوان خواهند بود و نهایتاً حاصل کار چیزی جز فرسودگی متقابل نخواهد بود. زمانی که صلح پدیدار می‌شود، افکار مردم حول این سؤال متمرکز می‌شود که چه نوع هنجارها و ساختارهایی برای مدیریت بر روابط بین‌المللی مورد نیاز است؟

مؤسسات بخش خصوصی مشتاق برای بازیابی تجارت جهانی، رشته کار را در دست گرفته و بر قوانین معتدل برای کنترل و مدیریت مسالمت‌آمیز اشتراکات جهانی تمرکز  می‌کنند.

رهبری این اجزای جدید بر عهده مستخدمان کشوری نخواهد بود بلکه مشترکاً بر عهده رهبران صنعت و جامعه مدنی خواهد بود. ضرورت بازیابی سلامت اقتصاد جهانی، تجارت و روابط سرمایه‌گذاری را در اولویت قرار خواهد داد و مسائل اجتماعی و ارزشی همانند حقوق بشر اولویت خود را از دست خواهند داد.

به عنوان الگوی نظام جهانی، ایده مجموعه جهانی ارزش‌ها که مردم مشتاقانه به دنبال آن هستند، ممنوع می‌شود. بی‌عدالتی و نابرابری فراوانی رخ خواهد داد اما این نابرابری‌ها به عنوان هزینه برقرای صلح مورد پذیرش واقع خواهند شد.

نقطه عطف

هر سه سناریو ضدآرمانی هستند زیرا حاصل تعمیم روندهای منفی موجود هستند. اما لزومی ندارد که جهان وارد این سناریوهای ضدآرمانی شود. تا زمانی که ما رهبری قوی داشته باشیم و تصمیمات صحیح در بالاترین سطوح را اتخاذ کنیم، فرصت‌های زیادی برای تغییر پیامدهای منفی و شکل دادن به یک دنیای امن‌تر وجود دارند. این نکته آخر ما را به هدف این تمرین نزدیک می‌کند: تاباندن نور تازه بر تصمیماتی که باید امروز اتخاذ شوند. با وجود عدم قطعیت‌های فراوان در بسیاری زمینه‌ها ما برای درک اینکه جهان نمی‌تواند با یک بحران شوک‌آور روبرو شود، نیازی به گوی شیشه‌ای جادویی نداریم. این سناریوها به ما کمک می‌کنند تا نقاط عطف بالقوه را شناسایی کرده و نقشه جدیدی برای الگوی امنیت جهانی در آینده ترسیم کنیم.


منبع: ورلد اکونومیک فروم




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.