full screen background image
%d8%b3%d8%a7%d9%84-%db%b2%db%b0%db%b1%db%b6-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%90-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85

سال ۲۰۱۶ شروعی برای پایانِ گوگل

3435 بار دیده شده

با تمام سروصدایی که در دنیای فناوری بر پا است، حرکت آن به سمت جلو آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید سریع نیست. سال گذشته در چنین روزهایی همه درباره‌ی سال ۲۰۱۵ به‌عنوان سال واقعیات مجازی یاد می‌کردند و با اطمینان پیش‌بینی می‌شد که در ۲۰۱۵ جناحی برنده‌ی انتخابات می‌شود که بهترین دید را نسبت به رسانه‌های جمعی داشته باشد (بعداً معلوم شد که به‌جای آن، گروهی برنده شد که بهترین دوست‌ها را در روزنامه‌های ملی داشت).

پیش‌بینی‌ها روی ابزارهای جدید خیره‌کننده تمرکز کرده بود، و آن‌ها به‌کل رفتار بی‌قاعده‌ی انسان‌ها را فراموش کرده بودند. (برای همین بود که آینده‌پژوهان در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی ماشین دورنگار را پیش‌بینی کرده بودند اما کاملاً از پیش‌بینی ورود زنان به مشاغل غافل مانده بودند.) برای همین بااینکه خیلی وسوسه‌برانگیز است که سال ۲۰۱۶ را به‌عنوان سال واقعیت‌های مجازی بدانیم، اما به چهار فناوری فراگیر شونده اشاره خواهیم کرد که به‌جای آن، بر روی کارهایی تمرکز خواهد کرد که واقعاً مردم بعد از دست پیدا کردن به این فناوری‌ها با آن‌ها همراه خواهند شد.

پایانِ گوگل

منظور، پایان شرکت گوگل نیست. بلکه پایانِ موتور جستجوی گوگل است. این روندی است که توسط تلفن‌های هوشمند هدایت می شود، فناوری کلیدیِ دهه‌ی دوم قرن ۲۱٫ در سراسر دنیا، تلفن‌های هوشمند در تمام دنیا در حال پیش رفتی لحظه‌به‌لحظه هستند و دلیلی ندارد که این روند در سال ۲۰۱۶ متوقف شود.

به نظر می‌آید که این خبر خوبی برای خدماتی مانند گوگل است. اما مردم جستجو نمی‌کنند، یعنی به‌غیراز چین، آن‌ها از گوگلِ تلفن‌های هوشمند مانند رایانه‌های خانگی استفاده نمی‌کنند. آن‌ها فیس‌بوک را در گوگل جستجو نمی‌کنند، بلکه بر روی نرم‌افزار فیس‌بوک کلیک می‌کنند. و بعد از ورود به آن، در محیط آن باقی می‌مانند.

با توجه به داده‌های گوگل، نویسنده‌ی ستون علمی روزنامه‌ی گاردین، چارلز آرتور متوجه شد که ۵۰ درصد مردم در روز هیچ جستجویی را با تلفن همراه خود انجام نمی دهند، این رقم در رایانه‌های خانگی ۷ درصد است. البته هیچ‌کدام از این‌ها در سود گوگل (الفابت) تغییری ایجاد نمی‌کند، اما این بیان‌کننده‌ی راهی است که تلفن‌های همراه در حال تغییر تعاملات ما، حتی با پایه‌ای‌ترین خدمات اینترنتی هستند.

فرستادن پیامک برای هر چیزی

اگر مردم از گوگل استفاده نمی‌کنند، پس با تلفن‌های همراه خود چه می‌کنند؟ آن‌ها برای یکدیگر پیامک می‌فرستند. به پرکاربردترین نرم‌افزارها نگاه کنید، فیس‌بوک در مقام اول قرا دارد، در مقام سوم هم مسنجر فیس‌بوک قرا دارد (که بنا به گفته‌ی کامسکور نسبت به سال قبل، ۱۱۴ درصد در آمریکا افزایش داشته است.)

با افزایش روزافزون تلفن همراه، شرکت‌های زیادی فرستادن پیام را در مرکز خدمات خود قرار داده‌اند. با این دید نسبت به آینده، شما رزرو جایی در رستوران یا استفاده از خدمات هتل را می‌توانید صرفاً با فرستادن یک پیام انجام دهید. بعد فردی که در طرف دیگر پیام است به شما امکانات را معرفی می‌کند و چیزی که دقیقاً می‌خواهید را مشخص می‌کند، و می‌تواند در حین چت کردن از چیز پرطرفداری مانند شکلک‌ها هم استفاده کند. ایده این است که شما ارتباط شخصی‌تری داشته و از دانش طرف مقابل استفاده کنید.

استارتاپ‌ها در حال تلاش هستند تا وارد این تجارت شوند. اوپریتر نام نرم‌افزار جدید گرت کمپ، یکی از بنیان‌گذاران اوبر است. این نرم‌افزار شمارا به متخصصی متصل می‌کند تا به شما در خرید کردن کمک کند. ایسِز همین کار را برای گردشگران انجام می‌دهد، یعنی آن‌ها را به متخصصانی در شهرهای مختلف متصل می‌کند.

این شرکت‌ها با مسنجر فیس‌بوک رقابت خواهند کرد، البته نرم‌افزار مارک زاکربرگ بر همه‌ی آن‌ها مسلط است، که در شماره ی نوامبر مجله ی ویِرد این قضیه بررسی شد. در اولین نشانه‌ی آن: کاربران مسنجر فیس‌بوک در آمریکا می‌توانند اوبر را در این نرم افراز سفارش دهند، یعنی اگر دوست شما آدرسی را برای شما فرستاد، شما می‌توانید روی آن کلیک کرده و یک تاکسی را برای آن آدرس خبر کنید. انتظار دیدن این دست چیزها را در سال جاری داشته باشید.

چیزهای مصنوعی

از دیدگاه فناوری، مهم‌ترین بخش آن هوش مصنوعی است. به ما گفته‌شده است که روزی نرم‌افزارها قادر به مکالمه خواهند بود. اطلاعات ما را بررسی کرده تا بگویند که به چه چیزی احتیاج داریم و با لحنی دوستانه با پیامی به ما یادآوری کنند. باحالتی که اگر بهتر از یک انسان نباشد، از آن بدتر نخواهد بود.

این چیزی است که فیس‌بوک با  ِام (خلاصه‌ی کلمه‌ی مونتگومری) قصد رسیدن به آن را دارد. اِم یک دستار شخصی است که در مسنجر فیس‌بوک قرار دارد و با ترکیبی از حالت خودکار و انسان کار می‌کند. از خدمات مشابه به این می‌توان به اکو در آمازون اشاره کرد. یک دستیار تشخیص صدای دیجیتالی که نام آن الکسا، و اِیمی است، یک دستیار خودکار که به شما کمک می‌کند قرارهای ملاقات خود را تنظیم کنید.

تمام این نرم‌افزارها بر پایه‌ی بررسی صحبت کردنِ طبیعی است، تلاشی برای متوجه شدن زبان به همان صورتی که در زندگی روزمره از آن استفاده می‌کنیم. رند هیندی، مدیرعامل اسنایپز، یک شرکت فرانسوی هوش مصنوعی گفت: “اگر ما بتوانیم توانایی فهم زبان طبیعی را به دست بیاوریم، می‌توانیم بازار بزرگی را برای هوش‌های مصنوعی به وجود بیاوریم. هر موردی، از فهم قانون و قرارداد گرفته تا تجزیه‌وتحلیل و نوشتن خبر یا تشخیص بیماری، از آن تأثیر خواهد پذیرفت. البته این شامل اثرِ نرم‌افزارهای پیام‌رسان نمی‌شود که خواهند توانست به تجربه‌ی کاربران برای تجزیه‌وتحلیل چیزی که درباره‌ی آن صحبت می‌کنند اضافه کنند.”

آیا هیچ‌کدام از این‌ها در سال ۲۰۱۶ شروع به کار می‌کنند؟ فهمیدن پردازش زبان طبیعی یک “کار فوق دشوار” است. هیندی در ادامه گفت: “فهمیدن زبان فقط درباره‌ی علم نحو و قواعد نیست. بلکه درباره‌ی مفهوم بحث هم است. شما باید درباره‌ی زندگی شخصی، محیط و فرهنگِ فرد بدانید. این کاری بسیار پیچیده است!”

به‌بیان‌دیگر، بااینکه این بخشی به‌شدت جذاب است، به نظر نمی‌رسد در آینده‌ی نزدیک تغییری در زندگی کسی به وجود نیاورد. به‌جای آن، مثل همیشه تغییرات دیگری درراه خواهد بود، از کارهای روزمره تا فعالیت‌های معمول زنان و مردان. شاید صنعت فناوری در سال ۲۰۱۶ از خواب بیدار شود، بااینکه شخصاً این‌طور فکر نمی‌کنم. اگر به چیزی که در تمام این دستیارهای هوش مصنوعی مشترک است توجه کنید، متوجه می‌شوید که اسم همه‌ی آن‌ها از روی اسم زن‌ها انتخاب‌شده است. بله، فناوری در سال ۲۰۱۶ هنوز هم جنسیت زده خواهد ماند.

منبع: وایرد




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.