full screen background image
آینده کسب و کارها-سه دلیل برای بازگشت دوباره‌ی شرکت‌های شركت مادر متنوع- فردانما

سه دلیل برای بازگشت دوباره‌ی شرکت‌های مادر متنوع

1840 بار دیده شده

بیش از ۳۰ سال است که شرکت‌های مادر متنوع دیگر طرفدار ندارند. به دلیل مشکل تقابل یارانه‌ها قیمت سهام آن‌ها معمولاً توسط سرمایه‌گذاران کاهش داده می‌شد تا جزو تجارت‌های بی‌سود قرار نگرفته و از مشکل هزینه‌های هماهنگی دور شوند. همان‌طور که کریس زوک از شرکت بین اشاره کرد، بیشتر شرکت‌ها، وقتی‌که روی تجارت اصلی خود تمرکز می‌کنند، کارکرد موفقی را نشان می‌دهند.
پس چرا گوگل سعی دارد وارد صنعت خودروسازی، اتوماسیون خانگی و علوم زیستی شود؟ پاسخ ساده به این سؤال این است که کارآفرینان موفق توانایی‌های خود را بیش از آنچه که هست در نظر می‌گیرند. اما شرکت‌های مادر متنوع دیگری مانند برکشر هتوی، جنرال الکتریک و هاتا چندین دهه است که موفق هستند. آیا این آغاز بازگشت شرکت‌های مادر متنوع است؟ به‌احتمال‌زیاد نه، اما بعضی از شرکت‌ها به دلیل فعالیت‌های متنوع خود رشد می‌کنند. چه زمان یک شرکت باید به فعالیت‌های خود تنوع ببخشد؟ سه موقعیت برای این کار مناسب است: وقتی‌که در برابر ریسک بزرگی قرارگرفته، وقتی‌که بازارهای داخلی برای سود، کار و ایده به شما برتری می‌بخشند و درنهایت وقتی‌که شما منابع لازم را برای یک برنامه‌ریزی مشخص به‌منظور ترکیب فعالیت در شرکت‌های مختلف را داشته باشید.
ریسک بالا
توجیه اصلی برای شرکت‌های مادر متنوع، پرهیز از خطرهای خاص صنعت بود. در آمریکا و اروپا هزینه‌های هماهنگی به‌شدت بیشتر از میزان سود است، اما در مورد اقتصادهای نوپا، داستان چیز دیگری است.
وقتی‌که جان کبویی مواوی مدرسه‌ای ابتدایی را در دهه‌ی هشتاد میلادی در مناطق روستایی کنیا احداث کرد، تصمیم گرفت که به‌منظور فراهم کردن چوب لازم برای احداث مدرسه، یک چوب‌بری را نیز احداث کند. با این کار او می‌توانست که از مشکلات فراهم کردن تأمین‌کننده‌ی چوب هم رهایی پیدا کند. به‌بیان‌دیگر، او متوجه شد که شرکت مادر متنوع به او کمک می‌کند که از خطرات ناشی از تجارت با شرکت‌های دیگر خلاصی پیدا کند. این موضوع هم برای شرکت‌های کوچک و هم برای شرکت‌های بزرگ صدق می‌کند. تارنو کانا و کریشنا پالیپو از دانشکده‌ی بازرگانی هاروارد، معتقدند که در اقتصادهای نوپا، نبود نهادهایی برای انجام معاملات بین شرکت‌ها، هم باعث افزایش هزینه شده و هم پرمخاطره است. گرفتن شریکی که صورت‌حساب خود را به دادگاه پرداخت نمی‌کند جالب نبوده و در حالتی که قضات فاسد باشند، به شکست خواهد انجامید. رسیدن به سوددهی در بازاری که هیچ راه استاندارد و قابل‌اعتمادی برای ارزش‌گذاری یک شرکت وجود ندارد، به‌احتمال‌زیاد پرهزینه و یا غیرممکن است. شرکت‌های مادر متنوع بزرگ می‌توانند به‌وسیله‌ی سود حاصله از تجارت‌های به وجود آمده بانک‌ها را دور زده و فعالیت‌های جدید را به‌سرعت شروع کنند. در پایان، از دیدگاه مشتری، برندهای تاتا ضمانت‌هایی می‌دهد که در شرکت‌های ضمانت دهنده یا دیده نمی‌شوند و یا معمول نیستند. با در نظر داشتن این موضوع، اصلاً جای تعجب نیست که نود درصد شرکت برتر هندی از نوع شرکت‌های مادر متنوع هستند.
مشکل بالقوه‌ی شرکت‌های مادر متنوع، نبود اطلاعات مشخصی از نتیجه در سطح گروهی برای تصمیمات نامناسب است. در یک مقاله‌ی جدید، راویندرا چیتور، پراشانت کیل و فنیش پورانام یک راه‌حل را برای این مشکل ارائه دادند: فهرست کردن شرکت‌های تابعه در بازار بورس. با این کار، مادامی‌که آن‌ها از شرایط پایدار گروه خود سود می‌برند، مجبور هستند که نسبت به بازار پاسخگو باشند.
بازار داخلی
وقتی‌که بازارهای داخلی برای سود، کار و ایده به شما برتری می‌بخشند، شرکت‌های مادر متنوع می‌توانند مفید باشند.
تقریباً می‌توان گفت که سود، آسان‌ترین چیزی که می‌توان آن را فهمید. در بازارهایی که دسترسی به پول مشکل یا پرهزینه باشد، شرکت‌های چندکاره نسبت به دیگران برتری دارند. حتی اگر شرکت‌های کوچک‌تر دارای فناوری بهتری باشند، نمی‌توانند به نسبت ایده‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند. این موضوع در مورد اقتصادهای نوپا نیز صدق می‌کند؛ جایی که میزان بهره ۲۰% یا بیشتر باشد. بعد از بحران اقتصادی، سوددهی دشوار شد. پس برای رفتن دنبال ایده‌های پرخطر، مانند سفرهای فضایی، دیدیم که شرکت‌هایی از دیگر صنعت‌ها مانند ویرجین گروپ و تسلا در این راه پیشرو شدن، نه شرکت‌های نوپا. برای شرکت‌هایی مانند اپل و گوگل که سرمایه‌ی زیادی را در حساب‌های خود دارند و در مورد پایداری درازمدت تجارت اصلی آن‌ها سؤال‌های زیادی مطرح است، کاملاً منطقی است که دنبال امتحان کردن چیزهای جدیدی مانند خودروهای بدون‌سرنشین باشند.
بازار داخلی استعدادها هم به همین شکل است، مخصوصاً اگر به این نکته توجه کنیم که استخدام و نگه‌داشتن افرادی که در حرفه‌ی خود بااستعدادترین هستند، کار آسانی نخواهد بود. اگر شرکتی بتواند چالش‌های جالب‌توجهی را در زمینه‌های جدید به وجود بیاورد، می‌تواند شانس بقای خود در بازار را افزایش دهد. در بازارهای نوظهور هم این مشکل وجود دارد، چون پیدا کردن و نگه‌داشتن مدیران دانا در رده‌ی میانی کار مشکلی است. شرکت‌های مربوط به فناوری بالا هم با همین مشکل روبرو هستند. آن‌هایی که از همه بااستعدادتر هستند تمایل به ایجاد شرکت استارت‌آپ خود را دارند. گزینه‌ی بازار داخلی در این‌گونه موارد می‌تواند بسیار جالب‌توجه باشد.
موضوع پیدا کردن ایده در بازار داخلی خیلی مشهود نیست، اما شاید همین موضع مهم‌ترین فرصت برای شرکت‌های مادر متنوع باشد. تاتا گروپ در اینوورس، بیش از ۵۴۰۰۰ کاربر ثبت‌شده دارد. تاکنون در پلتفرم به اشتراک‌گذاری ایده‌های آن‌ها، ۲۳۴۵ ایده انتخاب‌شده و ۳۴۴ ایده اجراشده است. جالب اینکه ۴۱% از این ایده‌ها از خارج از این شرکت بوده است. کارگرانی از شرکت‌های دیگر که در این گروه عضو بوده‌اند، به‌احتمال‌زیاد دیدگاه‌های متفاوتی به آن‌ها داشته‌اند، و درنتیجه نوع فکر کردنشان متفاوت بوده است و در همان حال دانش سازمانی آن‌ها کمک کرده تا ایده‌های آن‌ها عملی‌تر باشد.
استراتژی قوی
شرکت‌های مادر متنوع موفق به‌صورت فرصت‌طلبانه کار خود را گسترش نمی‌دهند، آن‌ها استراتژی مشخصی دارند. اگر فرصتی برای گسترش کسب‌وکارشان با شاخص‌های اصلی آن‌ها سازگاری نداشته باشد، دنبال آن فرصت نخواهند رفت.
به‌عنوان‌مثال برکشر هتوی، به توانایی وارن بافی برای مالکیت هوشمند متکی است. آن‌ها دنبال گنج‌های پنهان هستند، شرکت‌هایی که به‌خوبی هدایت می‌شوند و دنبال موقعیت خوبی در بازار می‌گردند. وقتی‌که یک شرکت به مالکیت درآمد، میزان مناسبی از هدایت و آزادی به آن داده می‌شود. یک دفتر مرکزی کوچک ۲۴ نفری می‌تواند از تداخل بی‌مورد جلوگیری کند و در همان حال تضمین‌کننده سرمایه‌گذاری پایدار در طول زمان باشد.
ویرجین گروپ خط هوایی، تجارت تلفن همراه، شرکت ارائه‌دهنده خدمات مالی و چندین شرکت دیگر را اداره می‌کند. تمام آن‌ها یک نقطه‌ی مشترک دارند: آن‌ها متکی به برند ویرجین می‌باشند. داشتن برند ویرجین بر روی محصولات باعث افزایش میل خریداران برای خرید محصولات درجه‌ی یک آن شرکت می‌شود. این برند همچنین به شرکت‌ها کمک می‌کند تا هزینه‌ها را پایین بیاورند، چون تجارت‌های نوپا دوست دارند که در یک کار مشترک با این برند سرمایه‌گذاری کنند تا با این کار امکان استفاده از آن برند را به دست بیاورند.
مثال دیگر توانایی جنرال الکتریک در انتخاب، آموزش و ارتقای مدیران عمومی توانا یا ترکیب شایسته‌سالاری و بهره‌وری عملیاتی در کوچ ایندستریز است.

منبع: مجله فوربس




یک نظر درباره “سه دلیل برای بازگشت دوباره‌ی شرکت‌های مادر متنوع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.